فرافکنی های میر حسین موسوی در بیانیه شماره ۱۷

ژانویه 8, 2010 at 7:48 ب.ظ. بیان دیدگاه


میرحسین موسوی

میرحسین موسوی

حماسه میلیونی حضور ملت در «راهپیمایی برائت از منافقین»، دستاوردهای بسیاری داشت و موجب شد تا منافقین و اغتشاشگران به لانه های خود پناه بردند. در این …
حماسه میلیونی حضور ملت در «راهپیمایی برائت از منافقین»، دستاوردهای بسیاری داشت و موجب شد تا منافقین و اغتشاشگران به لانه های خود پناه بردند. در این بین رهبر فتنه سبز که بعد از حوادث و جنایات عاشورا سکوت اختیار کرده بود، مجبور به اعلام نظر شد و بیانیه ای جدید صادر نمود تا مواضع خود را در قبال این حوادث اعلام نماید.
مروری بر فرازهای مختلف این بیانیه نشان می دهد که نویسنده باز هم همچون بیانیه های پیشین خود آسمان و زمین را به هم بافته تا در ذیل کلمات و عبارات «حقیقت» را کتمان نماید. این نوشته که در اوج بی انصافی و بی اخلاقی، و قدرت طلبی و نفاق نوشته شده است، به کلاف سردرگمی شباهت دارد که برای فهم آن باید رمز گشایی شود تا اغراض نویسنده برای مخاطب مشخص گردد.
  1. موسوی در تلاش است تا خود را از حوادث تلخ روز عاشورا مبری سازد، لذا ادعا می کند که چون در این زمینه بیانیه ای صادر نکرده لذا ریشه این اقدام را باید در جای دیگری جستجو نمود. ما نیز بر این باوریم که مدتهاست کار از دست موسوی و کروبی خارج شده و صحنه گردان این عرصه کسان دیگری هستند که موسوی و کروبی را نیز به بازی گرفته اند. اما مسئله آن است که این سران فتنه بودند که زمینه ساز این شرایط شده و تا عدم برائت کامل از این حوادث نام ایشان در صدر فهرست مجرمان این حوادث باقی خواهد ماند.
  2. وی بلافاصله مدعی با نادیده گرفتن دستهای پشت پرده سناریوی «محرم سبز» از جمله گروهک منافقین و سران خارج نشین کودتای مخملین همچون سازگارا و مخملباف و… تلاش دارد تا این اقدام جنایت آمیز را حرکت «ملت خداجوی»!؟ معرفی کند که با استفاده از «شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خودجوش شکل گرفته است»!؟ طراحی شده است! چنین گزارش تحریف آمیزی از جنایات روز عاشورا نه تنها واقعیات را تغییر نمی دهد، بلکه افکار عمومی را بیش از پیش نسبت به سران فتنه سبز بی اعتماد می سازد. مدعیانی که در روز روشن دروغ می گویند و رقیب را متهم به دروغگویی می کنند.
  3. موسوی اوباش فتنه گر را «عزاداران حسینی» می خواند که در این روز مقدس حسین حسین گویان! (بخوانید میرحسین! میرحسین! گویان) به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند!
    در این میان معلوم نیست موسوی در مورد چه حوادثی صحبت می کند و کدام صحنه را شرح می دهد! آنچه به گزارش قریب به اتفاق تمامی حاضرین در صحنه بدست می آید، در روز عاشورا عده ای اوباش که با قیافه های آراسته که شباهتی نیز به عزاداران حسینی نداشت، کف و سوت زنان و هلهله کشان- که بیش از هر چیز صحنه حمله سپاهیان عمرسعد به خیمه های اباعبدالله را در عصر عاشورا تداعی می کرد- به خیابانها ریخته بودند که با شعارهای اهانت آمیز به آموزه های ناب اسلام و تفکر حضرت امام خمینی(ره)، خیابانهای پایتخت را تخریب و به آشوب بکشانند!
    این گروه در این روز به دعوت و تحریک عناصر معلوم الحالی چون «نوری زاد» لندن نشین، شعارهای خود را تندتر کرده و این بار اصل نظام جمهوری اسلامی را نشانه رفته بودند.
  4. وی در اقدامی فرافکنانه از «خشونت های غیرقابل باوری» سخن می گوید که توسط «نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست»! صورت گرفته است. اقداماتی چون «زیر کردن راهپیمایان»، «به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، «تیراندازی و ترورها». موسوی در این عبارات تلاش دارد تا با دروغگویی و تحریف حقایق، از بار گناه هواداران اوباشش بکاهد و با برائت آنها از جنایات صورت گرفته، نیروهای انتظامی و بسیج را مسئول قتلهای صورت گرفته در این روز معرفی نماید. این در حالی است که تمامی مدارک موثق از کشته شدن اغلب این افراد توسط آشوبگران خبر می دهد. در این روز نیروی انتظامی از هیچ سلاح گرمی بهره نجسته و از سویی دیگر بسیج در این روز در صحنه درگیری ها حضور نداشته است، چرا که ملت حزب الله و بسیجی در این ساعات در هیئات عزاداری سالار شهیدان مشغول عزاداری بودند.
  5. در ادامه موسوی در حالی سخن از تخریب مشروعیت نظام می زند که چشم خود را بر حضور میلیونی ملت در روز چهارشنبه و در راهپیمایی «برائت از منافقین» بسته است و در بیانیه اش اشاره به آن ندارد. معلوم نیست وی تا به کی چشم بر حقایق خواهد بست و در حمایت از جمعی اوباش هوادار خود، آنها را مردم خطاب خواهد نمود!.
  6. بخش تعجب برانگیز و فرافکنانه دیگر این بیانیه گریزی است که موسوی به یکباره به نقد عملکرد دولت دهم می زند و می نویسد: «با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی مؤثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟»
    گویا موسوی فراموش کرده است که بخش عمده ای از مشکلات فوق ماحصل و نتیجه رفتار غیرقانونی وی و هوادارانش در بعد از انتخابات بوده است. براستی چه کسانی قریب هفت ماه است که نظام را درگیر مسائل حاشیه و قدرت طلبانه خود کرده و توان و انرژی کشور را به هدر داده اند؟ چه کسانی ایجاد اختلاف کرده و تسلیم قانون و رای ملت نشده اند و بر طبل تقلب و تفرقه و رویارویی کوفتند! چه کسانی زمینه های سوءاستفاده و تشدید فشارهای بیگانگان و دشمنان خارجی نظام اسلامی را فراهم آورده اند؟ بیگانگانی که به صراحت تشدید فشارهای خود علیه نظام اسلامی را در راستای حمایت از موسوی اعلام کرده اند!.
  7. راهپیمایی باشکوه و تاریخی ملت در برابر آشوبگران هوادار موسوی در روز عاشورا، و اعلام انزجار از سران فتنه که با فریاد بلند و خشم انقلاب ملت همراه بود و در شعارهای ایشان تعین یافته بود، موسوی را چنان به خشم آورده که اعلام می دارد: «بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد!» وی البته تلاش دارد تا بار دیگر با تحریف حقایق این شعارها را به تریبونهای رسمی نظام منسوب نماید که قصد هدایت مردم را داشتند، غافل از اینکه تمامی حاضرین در صحنه راهپیمایی دیدند و شنیدند که این توده های به خشم آمده ملت بودند که با تمام وجود شعار «مرگ بر منافق» سر داده بودند!
    البته موسوی که به نظر می رسد حسابی از جان خود ترسیده است! بلافاصله می نویسد: «سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نمازجمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را ناگشودنی خواهد ساخت.»
    موسوی فریب کارانه در برابر شعار «مرگ بر موسوی» ملت در راهپیمایی میلیونی روز چهارشنبه، طلب شهادت کرده و آرزومند است که با شهدای بعد از انتخابات محشور شود! البته مشخص نمی کند که منظور از شهدای بعد از انتخابات چه کسانی هستند! آیا منظور بسیجیانی هستند که توسط اوباش حامی موسوی به شهادت رسیده اند یا «شهدای ساختگی» ستاد جنگ روانی کودتاگران که آمار آنها هر روز در حال افزایش است و یا معدود افرادی که در فتنه و آشوب ساخته شده توسط هواداران موسوی، خونشان بی دلیل ریخته شده ا ست! وی فراموش کرده است طبق تمامی آموزه های قرآنی و رهنمودهای اهل بیت(ع)، خون کسی که در برابر حکومت اسلامی ایستاده باشد و قصد براندازی آن را دارد، به هدر است و در مورد او به جای اصطلاح «شهادت» باید از واژه «هلاکت» استفاده شود!
    وی در حالی که نشانه های پیری و فرسودگی در کلامش آشکار است، جملات مشهور حضرت امام(ره) را به اشتباه و تحریف شده بر زبان می آورد که «بکشید ما را، ما نیرومندتر می شویم.» اصل عبارت امام راحل که در پیام تسلیت شهادت استاد شهید مرتضی مطهری صادر شده چنین است: «بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود.»
  8. موسوی تاکید می کند که «بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد.» معلوم نیست تاکید بر پذیرش وجود بحران در کشور چه تاثیری بر صورت مسئله دارد. به فرض پذیرش ادعای موسوی در وجود بحران در کشور، راه حل مواجه با بحران و خروج از مشکلات بوجود آمده، برخورد با بحران آفرینان است! کسانی که هر روز بر طبل اختلاف زده و تلاش دارند تا آشوبگران را به صحنه آورده تا با بحران آفرینی مطالبات قدرت طلبانه خود را دنبال نمایند.
  9. موسوی همچنین مدعی می شود که نظام برای «کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی» گروهک منافقین را بار دیگر زنده کرده است! موسوی که گویا قصد دارد تا به هیچ وجه حقایق را نبیند، چشم خود را بر اظهارات این ایام سران گروهک منافقین بسته است و حتی حقایقی چون دستگیری برخی اعضای منافقین در فتنه که خود ایجاد کرده است را نیز نمی بیند! البته این یکی از ویژگیهای منحصر به فرد سران جبهه دوم خرداد است که همواره جریان اصولگرا را به «توهم توطئه» متهم می سازند.
  10. موسوی در ادامه تلاش دارد تا جریان خود را جریانی اصولگرا و معتقد به آرمانهای اهل بیت(ع) و آموزه های حضرت امام(ره) نشان دهد. این در حالی است که مهمترین رکن اندیشه سیاسی حضرت امام که ولایت مطلقه فقیه باشد، با صراحت از سوی هواداران موسوی در این روزها نفی شده است. بازی با کلمات و ادعاهای روشنفکرانه ای چون «اعتقاد تفسیر رحمانی از اسلام» پاسخ مناسب برای ابهامات ایجاد شده در افکار عمومی نسبت به ادعای خط امامی بودن این جریان نیست. اسلام ناب محمدی(ص) و خط امام(ره) شاخصه هایی دارد که بهتر است موسوی به وفاداری خود و هوادارانش به آنها به زبان اعتراف نماید و در رفتار سیاسی نیز به آن ملزم باشد و از کسانی که مخالف این آرمانها و شاخصه ها هستند برائت بجوید. تنها در این صورت است که خواهد توانست از زیر اتهامات و بدبینی های ایجاد شده در افکار عمومی خارج شود.
  11. موسوی مدعی است که وی و دوستانش «پای بندان سرسخت استقلال کشور» می باشند اما معلوم نیست که نشانه های این پایبندی چیست؟ حمایت های همه جانبه رسانه های بیگانه از فتنه سبز، پناه بردن بخش قابل توجه از سران و هواداران فتنه سبز به دامان بیگانه (افرادی چون: مهاجرانی، گنجی، سازگارا، مخملباف، بشریه، کدیور، سروش، گوگوش و…) حمایت مالی بیگانگان از کودتای مخملین موسوی، حمایت سفارتخانه های خارجی از آشوبگران در تهران، افزایش تحریم ها و فشارهای بین المللی علیه دولت دهم و نظام اسلامی در حمایت از فتنه گران، حکایت از آن دارد که این جریان برای کسب قدرت حاضرند از تمامی منافع ملی کشور از جمله رکن اساسی «استقلال» بگذرند و پای بیگانگان را به اختلافات درونی و رقابت های سیاسی داخلی کشور بکشانند.
  12. دروغ ترین و طنزترین فراز این بیانیه آنجایی است که موسوی مدعی می شود: «جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از این رو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.»
    مروری بر دروغ هایی که موسوی و هواداران وی تنها در جریان انتخابات تا به امروز هر روز از طریق رسانه های دروغ پرداز خود داده اند، مثنوی هفتاد من کاغذ است که فهرست کردن کامل آن خارج از حوصله این نوشتار است و البته فرازهای مختلف این بیانیه نمونه جالبی از این دروغ پردازی هاست!
  13. اعلام اینکه «ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی» و اینکه «مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود. مسلماً حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تأیید ما نیست»، تنها عبارات قابل توجه و امیدبخشی است که خوانندگان این بیانیه را به توبه و بازگشت این جریان به مسیر صحیح امیدوار می سازد. البته این اعلام برائت زبانی نیازمند الزامات عملی نیز می باشد که موسوی و هوادارانش باید خود را ملزم به آن نمایند وگرنه افکار عمومی این ادعا را نیز تنها فریبی تزویرآمیز برای فرار از معرکه ایجاد شده تحلیل خواهد نمود.
  14. موسوی قبل از ارائه شروط خود برای پایان دادن به فتنه، یادآور می شود که تغییر وضعیت کنونی و بازگشت کامل آرامش به کشور یک «فرآیند تدریجی» است (بخوانید فرسایشی!) که به این زودی ها محقق نخواهد شد. بدین معنا که فتنه گران همچنان بر فتنه گری ادامه خواهند داد و به تدریج و با امتیاز گرفتن از نظام ممکن است که گام هایی را به عقب گذاشته و اجازه دهند که جامعه روی آسایش را بعد از مدتها ببیند! ادبیات سهم خواهانه و تهدیدآمیز موسوی نشان می دهد که وی همچنان به حمایت اغتشاشگران حامی خود چشم دوخته است و می خواهد به پشتوانه رفتار آشوبگرانه آنها از نظام اسلامی امتیاز بگیرد، غافل از آنکه دوران «شعبان بی مخ ها» به سر آمده و آشوبگران کوچک تر از آنند که بخواهند در معادلات سیاسی کشور نقشی ایفا نمایند.
  15. بخش پایانی موسوی معرفی خود به عنوان یک حکیم جامعه شناس و منجی است که در ظاهر راهکارهایی حکیمانه و مشفقانه در پنج بند برای عبور از بحران ارائه داده است! اما در واقع باید آن را شروطی برای پایان دادن به فتنه دانست! نکته قابل توجه عدم الزام موسوی به پایان دادن به فتنه گری است. موسوی مشخص نکرده که آیا با تحقق همه این خواستها آیا تضمینی وجود دارد که وی و هوادارانش به فتنه ها پایان دهند، یا اینکه در گام بعدی خواسته های جدیدتری را برای پایان دادن به فتنه طرح خواهند نمود!؟
  16. بند اول این راهکارها تاکید بر مساله ای است که همواره در سه دهه اخیر در کشور اجرا شده و آوردن آن در اینجا تنها از کینه موسوی نسبت به دولت دهم حکایت دارد. «اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت درمقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه «پیام بند اول است که در دولتها و مجالس مختلف از جمله دولت نهم و دهم این امر جاری و ساری بوده است. به جرات می توان گفت که بیشترین نظارتها توسط مجلس در زمان استقرار دولت نهم و دهم بوده که قابل مقایسه با هیچ یک از دولت های پیشین نیست. مروری بر لوایح رد و اصلاحی دولت نهم و دهم در مجلس، میزان طرح سوال و استیضاح هیئت وزیران، تصویب طرح تحقیق و تفحص از بخشهای مختلف زیر مجموعه قوه مجریه، به خوبی نشان می دهد که این ادعای مطرح شده توسط موسوی همچون دیگر ادعاهای وی دروغی بیش نبوده و در زمان حاکمیت دولت نهم و دهم، مجلس و دولت به وظایف قانونی خود در قبال یکدیگر پایبند بوده اند.
  17. بند دوم این راهکارها، تلاش برای گرفتن امتیاز مبنی بر امکان ادامه حیات سیاسی فتنه گران در انتخابات بعدی است. فتنه گران و جریان های سیاسی حامی آن به خوبی می دانند با توجه به رفتار سیاسی بروز داده شده در انتخابات دهم، بی شک طبق اصول صریح قانون اساسی و قانون انتخابات صلاحیت لازم برای نامزد شدن در انتخابات بعدی را نخواهند داشت، لذا تلاش دارند تا به نحوی پایان دادن به فتنه را مشروط به الزاماتی قانونی برای تداوم حیات سیاسی خود کنند. «تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد.» و اینکه «قانون فوق باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد» دقیقا با همین هدف پیشنهاد شده و خلاصه کلام آن کنار گذاشتن وظایف قانونی شورای نگهبان در نظارت استصوابی بر انتخابات است، تا راه برای حضور مجدد فتنه گران در انتخابات بعدی از جمله انتخابات شوراها و مجلس فراهم آید.
  18. بند سوم بیانیه موسوی درخواست «آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنهاست»! این درخواست غیرقانونی موسوی درحال مطرح می شود که وی در بند اول خواستار حرکت قوای سه گانه در چارچوب وظایف قانونی شده بود. اینکه چطور موسوی حتی حاضر نیست به رای دستگاه قضایی تمکین کند و آنگاه دم از قانونگرایی می زند و تلاش دارد تا با این درخواست دادگاه و قاضی مستقل را تحت فشار قرار دهد نشانه دیگر دروغگویی و رفتار نفاق گونه وی می باشد.
    همچنین تاکید بر «احیاء حیثیت و آبروی» مجرمینی که در اقدامات غیرقانونی بعداز انتخابات نقش داشته اند نیز با هدف ایجاد فضا برای تداوم حیات سیاسی این افراد صورت گرفته است. مجرمینی که طبق قانون موجود انتخابات صلاحیت تصدی پست های کلیدی را نخواهند داشت.
    در پس موضوع «احیاء حیثیت و آبروی» این مجرمین معنای دیگری نیز نهفته است و آن پذیرش اشتباه نظام در مواجهه با خط نفاق و کودتاگران سبزپوش است. این عمل به معنای بیگناه دانستن سران فتنه بوده و پذیرش این مساله است که مسئولین نظام در برخورد با فتنه گران اشتباه کرده اند! در اصل آنها جریان پاکی بودند که به حق! نسبت به نتایج انتخابات اعتراض داشته و جریان رقیب که در انتخابات تقلب کرده بود! با استفاده از قدرت نظامی خود به سرکوب این بیگناهان پرداخت و برخی از سران آنها را دستگیر نمود. این درحالی است که مبتنی بر اسناد دقیق و محکمه پسند دستگیر شدگان، مجرمینی بودند که در قالب سناریویی از پیش تعیین شده بر علیه نظام اسلامی اقدام کرده اند.
  19. بند چهارم به آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده اشاره دارد، بدون آنکه تلاش نماید تعریف صریح و دقیقی از آزادی رسانه ارائه دهد. مطبوعات و رسانه های توقیف شده همگی در چارچوب قانون بسته شده اند و مبتنی بر قانون می توان از فعالیت مجدد آنها سخن گفت.
    البته با دقت در پیشینه نظرات موسوی و همفکران او می توان گفت منظور وی از آزادی رسانه به نحوی که «نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی بگردد»! آن است که به همان کسانی که امروز رسانه های فارسی زبان بیگانگان را اداره می کنند (امثال مهاجرانی، گنجی، سازگارا، مخملباف و…) و اتفاقاً اغلب آنها از همراهان و هواداران جبهه دوم خرداد بودند (و البته امروز به دامان بیگانگان پناه برده اند)، اجازه داده شود تا به داخل آمده و بطور رسمی و قانونی! به ترویج عقاید خود بپردازند! آنگاه است که دیگر نگاهها از بیرون متوجه خلاقیت! داخلی می شود!
  20. در بند آخر «به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷قانون اساسی» تأکید شده است و از نظام خواسته تا اجازه برگزاری تجمعات به گروههای سیاسی داده شود.
    در این باره باید گفت این اصل قانونی بیش از ۳۰سال است که در نظام جمهوری اسلامی درحال اجراست و گروهها و تشکلهای سیاسی مختلف در مناسبات گوناگون بارها تجمعات قانونی خود را با دریافت مجوز از نهادهای ذی ربط برگزار کرده اند که آخرین نمونه تجمعات انتخاباتی پیش از برگزاری انتخابات ۲۲خرداد است. اگر مشی نظام بر جلوگیری از برگزاری این تجمعات بود، دهها تجمع و گردهمایی مختلف هواداران موسوی و کروبی در خیابانها و میادین مختلف شهرها، قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری چگونه برگزار شد؟ اما اگر منظور موسوی از اصل ۲۷ قانون اساسی، اجازه نظام به احزاب برای «اردوکشی های خیابانی» و کشاندن هواداران به خیابان برای ایجاد آشوب و بلوا و تبدیل کردن تظاهرات خیابانی به اهرام فشاری برای اثرگذاری بر نهادهای قانونی، و پیگیری مطالبات حزبی از طریق فشارهای خیابانی به جای راهکارهای قانونی است، باید گفت این تفسیر ناصوابی از اصل ۲۷قانون اساسی بوده و نه تنها نظام اسلامی بلکه هیچ نظام سیاسی دیگر نیز چنین اجازه ای را صادر نخواهد نمود.

البته کسی که اقدامات آشوبگران هتاک در تجاوز به حقوق ملت و حمله به عزاداران حسینی در روز عاشورا را «مردمی خداجوی» و «عزاداران حسینی» معرفی می کند که در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز! و بدون شعارهای تند روانه! به صحنه آمدند، کاملاً معلوم است که منظورش از «برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی» چیست!
به هرحال راهکارهای موسوی را باید سهم خواهی و شروطی دانست که وی برای پایان دادن به فتنه پیش روی نظام قرار داده است. شروطی که پذیرش آن به معنای مهر تائیدی بر اقدامات غیرقانونی فتنه گران بعد از انتخابات ۲۲خرداد است و این درحالی است که اجرای آن شروط نیز نمی تواند ضمانتی برای پایان فتنه ها باشد.
در نهایت اینکه این اقدام انحرافی را می توان از منظری دیگر در راستای ایجاد جریان خبری جدیدی برای تحت الشعاع قرار دادن راهپیمایی تاریخی «برائت از منافقین» ملت و عدم پیگیری مطالبات تظاهرات کنندگان دانست که خواستار برخورد قاطع با فتنه گران شده بودند.
حماسه میلیونی حضور ملت در «راهپیمایی برائت از منافقین»، دستاوردهای بسیاری داشت و موجب شد تا منافقین و اغتشاشگران به لانه های خود پناه بردند. در این بین رهبر فتنه سبز که بعد از حوادث و جنایات عاشورا سکوت اختیار کرده بود، مجبور به اعلام نظر شد و بیانیه ای جدید صادر نمود تا مواضع خود را در قبال این حوادث اعلام نماید.
مروری بر فرازهای مختلف این بیانیه نشان می دهد که نویسنده باز هم همچون بیانیه های پیشین خود آسمان و زمین را به هم بافته تا در ذیل کلمات و عبارات «حقیقت» را کتمان نماید. این نوشته که در اوج بی انصافی و بی اخلاقی، و قدرت طلبی و نفاق نوشته شده است، به کلاف سردرگمی شباهت دارد که برای فهم آن باید رمز گشایی شود تا اغراض نویسنده برای مخاطب مشخص گردد.
Advertisements

Entry filed under: مقالات, مقالات اجتماعی, مقالات سیاسی. Tags: , , , , , , , , , , , , .

سازمان مجاهدین خلق ایران و مبارزه با امپریالیسم دستگیری تعدادی از آشوبگران مجازی در پروژه فتنه عمیق

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


دسته‌ها

بایگانی

مرگ بر اشغالگران امپریالیست

دست امپریالیست آمریکا از ایران ومنطقه کوتاه !

مرگ بر اشغالگران امپریالیست!

میهن دوستان

از حق تعیین سرنوشت ملت ایران به دست خودش دفاع کنیم.
به دشمنان خارجی ملت ایران نشان دهیم که ما مخالف یوگسلاویزه کردن و عراقیزه کردن میهنمان هستیم و متحد-یکپارچه و با تمام قدرت از میهن خود در مقابل هر گونه تجاوز امپریالیستی و صهیونیستی دفاع خواهیم کرد .

دست امپریالیست آمریکا از ایران ومنطقه کوتاه !

موسیقی

کپی رایت

کلیه‌ی حقوق وبلاگ یک مجاهد، از جمله مطالب، محتوا و تصاویر، تحت لیسانس کرییتیو کامانز و متعلق به این وبلاگ می‌باشد. بنابراین استفاده، تغییر و گسترش مطالب آن در رسانه‌ها از قبیل سایت‌ها، وبلاگ‌ها و غیره  آزاد میباشد، اما در صورت ذکر منبع و درج لینک آن شایسته است. در ضمن هرگونه استفاده‌ی تجاری از مطالب این وبلاگ غیرمجاز است. از عنایت شما خوبان سپاسگزارم.

آمار وبلاگ

  • 81,850 بازدید
کانون هابیلیان کانون وبلاگ نویسان مستقل

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: